جلال جلالى زاده
118
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
شرطى كه هرگاه فروشنده قيمت را به مشترى برگرداند يا وام را پرداخت كالاى فروخته شده به او برگردد و ناميدن آن به وفاء براى آن است كه مشترى بايد به شرط خود وفا كند . در نزد مالكيه ( بيع الثنيا ) شافعيه ( بيع العهده ) حنابله ( بيع الأمانه ) و نيز بيع الطاعه و بيع الجائز ناميده مىشود . 27 - بيع معاطاة : بيعى است كه در آن ايجاب و قبول به صورت لفظى انجام نمىگيرد . 28 - بيع إشراك : مانند توليه است ولى در مقابل بخشى از مبيع است نه همهء آن ، فروشنده مىگويد : تو را شريك نيمى از اين مال كردم در مقابل نيمى از قيمت آن . بيعة : عقدى است كه در بين ملت و حاكم منعقد مىشود و موجب واجب شدن حقوق و وظايفى براى طرفين مىشود . ممتحنه / 12 بيّع : مالك مبيع ، فروشنده ، خريدار . بينه : شهادتى كه اثباتكننده ادعا است ، بيّنه تصرف ، تعديل ، جرح . بيّنه خارج : هرگاه مالى در تصرف كسى باشد و ديگرى ادعاى ملكيت آن را بكند و هردو طرف بيّنه بر مالكيت خود بياورند بيّنه مدعى را بيّنه خارج مىگويند . بينه گاه سوگند است و گاه شهود ؛ وجه تسميهء بينه آن است كه توسط آن حق تبيين مىشود . بينونه : جدائى زن و شوهر كه زن حق بازگشت و عدم بازگشت به نزد شوهر را دارد و اگر بازگردد با عقد و مهر جديد برمىگردد و بر دو قسم است : 1 - صغرى 2 - كبرى . بينونه صغرى : مرد پس از طلاق أول يا دوم مىتواند همسرش را با عقد و مهر جديد و با رضايت وى به نكاح مجدد خويش درآورد . بينونه كبرى : آن است كه زوج فقط زمانى مىتواند همسرش را دوباره به عقد ازدواج خود درآورد كه آن زن با شخص ديگرى ازدواج كرده باشد .